کاربران اغلب طراحی زیبا را به عنوان طراحی قابل استفاده تر درک می کنند.

نکات کلیدی:

• طراحی زیبا باعث ایجاد پاسخ مثبت در مغز افراد که  این نتیجه می رساند که این طرح واقعاً بهتر عمل می کند می شود

• هنگامی که طراحی یک محصول یا خدمات از نظر زیبایی شناختی دلپذیر باشد، افراد در برابر مسائل جزئی کاربردپذیری تحمل بیشتری خواهند داشت.

• طراحی بصری دلپذیر می تواند مشکلات قابلیت استفاده را بپوشاند و از کشف مسائل در طول آزمایش قابلیت استفاده جلوگیری کند.

بررسی اجمالی :

ما به‌عنوان طراح، می‌دانیم که کار ما چیزی فراتر از ظاهر یک چیز است. این نیز در مورد نحوه عملکرد آن هم است. این بدان معنا نیست که طراحی خوب نیز نمی تواند طراحی جذابی باشد. در واقع، یک طراحی زیبا می تواند قابلیت استفاده را افزایش دهد.

نه تنها یک پاسخ عاطفی مثبت ایجاد می کند، بلکه توانایی های شناختی ما را نیز افزایش می دهد، درک قابلیت استفاده را افزایش می دهد و اعتبار را افزایش می دهد.

به عبارت دیگر، یک طراحی زیبا ، پاسخ مثبتی در مغز افراد ایجاد می‌کند و آنها را به این باور می‌رساند که این طرح واقعاً بهتر عمل می‌کند – پدیده‌ای که به عنوان اثر زیبایی‌شناسی-قابلیت استفاده شناخته می‌شود.

ما از پردازش شناختی خودکار استفاده می کنیم تا در سطح درونی مشخص کنیم که آیا چیزی خیلی سریع با اولین دیدن آن زیبا است یا خیر، و این به رابط های دیجیتال نیز گسترش می یابد. 

اولین برداشت مهم است.

در این فصل، منشأ این اصل را بررسی خواهیم کرد، در مورد اینکه چگونه مغز ما اطلاعات را بر اساس جذابیت زیبایی تفسیر می کند، بیشتر می آموزیم، و نگاهی به چند مثال می اندازیم که از این اثر استفاده می کنند.

اصالت و تاریخچه

منشأ اثر زیبایی-قابلیت استفاده را می توان به مطالعه ای که در سال 1995 توسط محققین ماساکی کوروسو و کائوری کاشیمورا در مرکز طراحی هیتاچی انجام شد دنبال کرد.

قبل از این، رابطه بین زیبایی و رابط های دیجیتال تا حد زیادی ناشناخته بود. این مطالعه که به عنوان تلاشی برای بررسی رابطه بین قابلیت استفاده ذاتی و چیزی که محققان آن را “قابلیت استفاده ظاهری” نامیدند آغاز شد که ارتباط بین درک افراد از سهولت استفاده و جذابیت بصری را نشان داد.

کوروسو و کاشیمورا 26 الگوی چیدمان رابط های ATM را با 252 شرکت کننده آزمایش کردند

(شکل 7-1) و از هر یک از آنها خواسته شد تا هر طرح را بر اساس عملکرد و زیبایی رتبه بندی کنند.

شرکت کنندگان از یک مقیاس رتبه بندی 10 امتیازی برای ارزیابی قابلیت استفاده و جذابیت بصری هر طرح استفاده کردند. نتایج نشان داد که درک آنها از قابلیت استفاده به شدت تحت تأثیر درک آنها از جذابیت رابط بود (شکل 7-2).

به عبارت دیگر، قابلیت استفاده ظاهری با سهولت استفاده ذاتی کمتر از ظاهر ارتباط دارد

تحقیقات بعدی، مانند مطالعه سال 2000 “چه چیزی زیبا است قابل استفاده است” توسط نوام تراکتینسکی و همکاران، یافته های کوروسو و کاشیمورا را تایید می کند و بیشتر تایید می کند که زیبایی رابط یک سیستم بر ادراک کاربران از آن تاثیر می گذارد.

 قابلیت استفاده از سیستم همبستگی بین جذابیت درک شده و سایر کیفیت ها (از جمله اعتماد و اعتبار) نیز به عنوان دارای اثرات زیبایی شناسی در تست قابلیت استفاده اکسپلور و شناخته شده اند (به نوار کناری ملاحظات کلیدی “Effect on Usability Tests” مراجعه کنید)

Automatic Cognitive Processing – پردازش خودکار شناختی

برخلاف آنچه به ما آموخته اند که انجام ندهیم، مردم در واقع کتاب ها را از روی جلدشان قضاوت می کنند.اگرچه این در واقع چیز بدی نیست ولی در واقع، ضروری است.

 پردازش شناختی خودکار مفید است زیرا ما را قادر می سازد سریع واکنش نشان دهیم.

پردازش دقیق هر شی در اطراف ما کند، ناکارآمد و در برخی شرایط خطرناک خواهد بود، بنابراین ما شروع به پردازش ذهنی اطلاعات و شکل‌دهی نظری بر اساس تجربیات گذشته می‌کنیم قبل از اینکه توجه آگاهانه خود را به سمت آنچه درک می‌کنیم معطوف کنیم.

این حالت خودکار و غیرارادی تفکر در تضاد با حالت آهسته‌تر و آگاهانه‌تر تفکر است که پس از آن می‌آید، و این دقیقاً همان چیزی است که روان‌شناس و اقتصاددان دانیل کانمن در کتاب تفکر، سریع و آهسته (فارار، استراوس و ژیروکس) در سال 2015 بررسی می‌کند. این سایکودراما با دو کاراکاتر که با اسم سیستم 1 و سیستم 2 نام گذاری کرده ایم، جزئیات رابطه بین دو شکل پردازش شناختی و چگونگی تأثیر آن بر تصمیم گیری ما را نشان می دهد.

سیستم 1 به صورت تکانشی عمل می کند و مستلزم تلاش روانی اندکی یا بدون هیچ تلاشی است. سریع است و هیچ حسی از کنترل داوطلبانه وجود ندارد. این طرز تفکر یکی از توانایی‌های ذاتی است که ما با حیوانات دیگر به اشتراک می‌گذاریم و به ما امکان می‌دهد اشیا را تشخیص دهیم، خطر را شناسایی کنیم، توجه خود را هدایت کنیم، و بر اساس تجربه یا تمرین طولانی‌مدت به سرعت واکنش نشان دهیم. سیستم 1 سیستمی است که به طور خودکار ، اطلاعات (شهود، احساسات، مقاصد یا برداشت ها) را برای سیستم 2 تولید می کند.

سیستم 2 کندتر عمل می کند و نیاز به تلاش ذهنی دارد. این سیستمی است که هنگامی که سیستم 1 با مشکل مواجه می شود، فراخوانی می شود، و پشتیبانی را در قالب پردازش دقیق تر و خاص تر، با هدف حل مشکل در دست ارائه می دهد. این سیستم تفکری است که ما برای حل مشکلات پیچیده ای که نیاز به توجه دارد استفاده می کنیم. تمرکز، تحقیق، حافظه جستجو، عملیات ریاضی (فراتر از محاسبات ساده) و آگاهی از موقعیت، همه چیزهایی هستند که این شیوه تفکر را شامل می شوند.

تعامل این دو سیستم حول محور کمتر و کمینه سازی است

تلاش و بهینه سازی عملکرد سیستم 1 بیشتر کارهایی را که ما فکر می کنیم و انجام می دهیم انجام می دهد و سیستم 2 در صورت لزوم مسئولیت را بر عهده می گیرد. پیامدهای این امر وقتی صحبت از محصولات و تجربیات دیجیتال به میان می آید بسیار چشمگیر است. ما برای شناسایی سریع اطلاعات مربوط به سیستم 1 متکی هستیم. ما به سرعت اطلاعات موجود را در جستجوی آنچه به ما کمک می کند که به هدفمان دست یابیم اسکن می کنیم و هر چیزی که مطابقت ندارد از بین می رود.

وقتی صحبت از جلوه زیبایی شناختی-قابلیت استفاده به میان می آید، تفکر سیستم 1 بسیار مهم است زیرا این همان جایی است که ما اولین برداشت ها را شکل می دهیم. در واقع، مطالعات نشان داده اند که افراد در عرض 50 میلی ثانیه پس از دیدن یک وب سایت، نظر خود را در مورد آن شکل می دهند و جذابیت بصری یک عامل تعیین کننده اصلی است.

جالب توجه است که نظر شکل‌گرفته در این دوره کوتاه – پاسخ درونی امان – به ندرت تغییر می‌کند زیرا کاربران زمان بیشتری را در سایت می‌گذرانند. اگرچه اولین برداشت‌های ما همیشه بی‌خطا نیستند، معمولاً نسبتاً دقیق هستند و به ما کمک می‌کنند تا سریع تصمیم‌گیری کنیم.

مثال ها

ما مثال‌های خود را از زیبایی‌شناسی-قابلیت استفاده با نگاهی دقیق به دو شرکتی که زیبایی‌شناسی را در مرکز کاری قرار داده‌اند، آغاز می‌کنیم. اولین شرکت براون که شرکت الکترونیک آلمانی است که نشانی پاک نشدنی در دنیای طراحی بر جای گذاشته است و مثال می‌زند که چگونه محصولات از نظر زیبایی‌ می‌توانند تاثیری ماندگار ایجاد کنند. تحت هدایت طراحی دیتر رامز، این شرکت نسل‌های بی‌نظیری از طراحان را با تعادل مینی مالیسم کاربردی و زیبایی محصولات خود را دارد. رویکرد «کمتر اما بهتر» رامز، که بر عملکرد تأکید دارد، مستقیماً منجر به برخی از زیباترین محصولات تولید شده تا کنون شده است.

به عنوان مثال، دستگاه ضبط Braun SK4 را در نظر بگیرید (شکل 7-3)، که به دلیل پوشش فلزی سفید و درب شفاف آن با  نام مستعار، “Snow White’s Coffin” ساخته شده از ورق فلزی با روکش پودری با پانل های جانبی چوب نارون، در تضاد شدید با محصولات تمام چوبی تزیین شده بسیار تزیین شده بود که معمولاً در زمان تولید آن در سال 1956 در دسترس مصرف کنندگان بود. SK4 یکی از محصولات براون بود.

 اولین محصولاتی که در زبان طراحی صنعتی معاصر جدید شرکت پیشگام بودند که در آن هر جزئیات دارای یک هدف کاربردی بود، از جمله روکش پلکسی گلاس که صدای تق تق در حجم های بالاتر مشاهده شده با روکش های فلزی را برطرف می کرد.

محصولاتی مانند این نقطه محوری را در تاریخ طراحی نشان می‌دهند، زمانی که دستگاه‌های الکترونیکی از مبدل شدن به عنوان مبلمان به عنوان موجودیت‌های مستقلی که زیبا و کاربردی بودند، تبدیل شدند.

حال بیایید نگاهی به نمونه دیگری از برندی بیندازیم که از بسیاری جهات میراث براون از مینیمالیسم عملکردی متعادل شده با زیبایی شناسی بازسازی شده را ادامه می دهد: اپل. تأثیر فلسفه طراحی براون در محصولات اپل کاملاً آشکار است

توجه اپل به زیبایی‌شناسی فراتر از طراحی صنعتی است – این برند به دلیل ایجاد رابط‌هایی که هم زیبا و هم برای استفاده آسان هستند، به خوبی شناخته شده است (شکل 7-5).

در واقع، شهرت آن در این زمینه به یک مزیت رقابتی تبدیل شده است و به آغاز دوره جدیدی کمک کرده است که در آن طراحی خوب برای کسب و کارهای موفق اساسی است. توجه به جزئیات در هر چیزی که این شرکت ایجاد می کند، مستقیماً به تبدیل شدن اپل به یکی از محبوب ترین برندهای جهان کمک کرده است. این بدان معنا نیست که رابط‌های محصولات آن هیچ مشکل قابلیت استفاده ندارند، اما مردم به دلیل زیبایی‌ دلپذیری که هسته اصلی طراحی است، بیشتر احتمال دارد این مسائل و مشکلات را نادیده بگیرند.

E‚ect on Usability Tests 

مزایای مثبت طراحی زیبا با یک اخطار قابل توجه همراه است. از آنجایی که مردم بر این باورند که تجربیات زیبا نیز بهتر عمل می‌کنند، وقتی صحبت از مسائل قابلیت استفاده به میان می‌آید، می‌توانند بخشنده‌تر باشند

روانشناسان آندریاس سوندرگر و یورگن ساوئر دقیقاً مشاهده کردند که زیبایی شناسی چگونه بر تست های قابلیت استفاده تأثیر می گذارد.  با استفاده از یک شبیه سازی رایانه ای یک تلفن همراه، از 60 نوجوان خواسته شد تا تعدادی از کارهای رایج را انجام دهند. دو شبیه‌سازی جداگانه استفاده شد که از نظر عملکردی یکسان بودند، اما با جذابیت بصری‌شان متمایز می‌شدند – یکی از نظر بصری جذاب (برای آن زمان) و دیگری به‌طور قابل‌توجهی غیرجذاب بود.

(شکل 7-6).

سوندرگر و ساوئر دریافتند که نه تنها شرکت کنندگان امتیاز می دهند

قابلیت استفاده برای گوشی جذاب‌تر (مدل سمت چپ) بالاتر است، اما ظاهر بصری تلفن «تأثیر مثبتی بر عملکرد آن داشت و منجر به کاهش زمان تکمیل کار برای مدل جذاب شد». آنچه که این مطالعه نشان می دهد این است که کیفیت زیبایی درک شده پتانسیل این را دارد که تا حدودی مسائل قابلیت استفاده را پنهان کند. این اثر حتی زمانی اعمال می‌شود که استفاده از دستگاه در واقع آسان‌تر نباشد، و زمانی که نوبت به تست‌های قابلیت استفاده می‌رسد، جایی که شناسایی مسائل حیاتی است، می‌تواند مشکل ساز باشد.

با در نظر گرفتن پتانسیل زیبایی شناسی برای تأثیرگذاری بر قابلیت استفاده درک شده، مهم است که این تأثیر را با گوش دادن به آنچه کاربران هنگام ارزیابی قابلیت استفاده از یک تجربه می گویند و مهمتر از آن، تماشای آنچه انجام می دهند کاهش دهیم. پرسیدن سوالاتی که باعث می‌شود شرکت‌کننده به فراتر از زیبایی‌ نگاه کند، می‌تواند به کشف مسائل مربوط به قابلیت استفاده و مقابله با اثراتی که جذابیت بصری می‌تواند بر نتایج تست قابلیت استفاده داشته باشد، کمک کند.

جمع بندی – Conclusion

طراحی زیباشناختی می‌تواند با ایجاد یک واکنش احساسی مثبت، که به نوبه خود توانایی‌های شناختی افراد را افزایش می‌دهد، قابلیت استفاده را افزایش دهد. وقتی این اتفاق می‌افتد، کاربران تمایل دارند باور کنند که طراحی واقعاً بهتر عمل می‌کند و احتمالاً مشکلات جزئی قابلیت استفاده را نادیده می‌گیرند. اگرچه این ممکن است چیز خوبی به نظر برسد، اما در واقع می تواند مشکلات قابلیت استفاده را بپوشاند و از پوشاندن مسائل در طول تست قابلیت استفاده جلوگیری کند.