سلام من صادقم و خیلی خوش اومدید به این پست 🙂

چرا تحقیقات UX برای طراحی یک محصول موفق مهم است؟ در اینجا چند روش خوب برای شروع تحقیق به روش صحیح

آورده شده است.

در سال‌های اخیر، استارت‌آپ‌ها و شرکت‌های بزرگ اشتیاق خود را برای تحقیق در مرحله کشف یک محصول جدید یا موجود افزایش داده‌اند.

کسب‌وکارها می‌دانند که نوآوری معنادار مستلزم یادگیری و درک رفتارهای انسان‌محور است، نه تنها 5W (پنج پرسش) مهم هستند، بلکه باید عمیق‌تر برویم و با شخصیت‌هایی که مایل به استفاده از محصول هستند همدلی کنیم.

بعداً، در مرحله ایده‌پردازی و طراحی محصولی که این پرسونا ها را بازی خواهیم کرد، طراحان، بازیگران آماتور همدلی هستند که نقش خاصی را بازی می‌کنند.

همدلی – توانایی درک و به اشتراک گذاشتن احساسات دیگران

در اینجا می توانید 7 قانون طلایی را برای یک رویکرد بهتر تحقیق کاربر(UX Research) پیدا کنید. این یک سند لایو است (ممکنه الان که شما دارید این مطلب رو میخونید خیلی از موارد بکار نیاد یا شایدم بهش اضافه شده باشه )، بنابراین اگر فکر می‌کنید که قانون مهمی را از دست داده‌ایم، برای بهبود محتوای این مقاله با من تماس بگیرید.

1. برای خودتان طراحی نکنید.

آنچه را که دوست دارید طراحی نکنید، برای مخاطبان خود و آنچه که به بهترین وجه با آنها درگیر و ارتباط برقرار می کند طراحی کنید. – مارلیس آرنولد

مثلا توی کافه نشستید و دوستتون ایده ای رو به اشتراک میذاره که بقول خودشون باهاش میتونین پول پارو کنید و در حین گفتن ایده شما هم واسه خودتون ایده پردازی میکنید که با پولش قراره فلان کار و فلان جا برید و کلی هم کیف کنید ولی همینطوری که دوستتون بیشتر میگه شما شروع به دیدن ایرادات و سیاه چاله های قضیه میکنید.

بعد میفهمید که نه این خبرا نیست و این ایده اینطوری جواب نمیده! 

برای همینه که  تحقیقات بوجود اومدن ! 

مردم دائماً ایده های میلیون دلاری دارند که متناسب با نیازهای فردی آنها یا نیازهای جمعی است. اما آیا این ایده واقعاً یک میلیون دلار ارزش دارد؟ پاسخ این است…

ما هنوز نمی دانیم، تحقیقات نشان خواهد داد و داده ها ثابت خواهند کرد.

2. یاد بگیرید، همدلی کنید، طراحی کنید.

طراحی برای موارد عالی، زمانی که همه چیز درست پیش می رود، یا زمانی که تمام اطلاعات مورد نیاز در قالب مناسب در دسترس است، نسبتاً آسان است. دان نورمن، نویسنده کتاب طراحی چیزهای روزمره.

کتاب دان نورمن “طراحی چیزهای روزمره” در سال 1988 نوشته شد، زمانی که تحقیقات توسط انبوه کاملاً ناشناخته بود، اما در یکی از مشهورترین نقل قول های او می آموزیم که اگر همه اطلاعات مورد نیاز را در دسترس داشته باشیم، طراحی آسان است.

در گذشته، شرکت‌های بزرگ نرم‌افزاری هیچ رقابتی نداشتند، اما زمانی که Google MarketPlace و Apple Store در اواخر دهه 2000 متولد شدند، هزاران استارت‌آپ متولد شدند، امروز می‌توانیم بیش از یک میلیون استارت‌آپ در سراسر جهان بشماریم.

این عدد به این معنی است که برای موفقیت و زنده ماندن باید با دانستن اینکه کاربر شما چه چیزی می خواهد خود را از دیگران متمایز کنید.

3. مقصد خود را بشناسید و محدوده پروژه را تعیین کنید.

آلبرت انیشتین: «اگر یک ساعت وقت داشتم تا مشکلی را حل کنم و زندگی من به آن بستگی داشت، از 55 دقیقه اول برای تعیین سؤالات مناسب استفاده می‌کردم».

مصاحبه با کاربران هنری است که می توانید آن را یاد بگیرید، اما لازم است زمانی را برای یادگیری بهترین شیوه ها صرف کنید، همانطور که فابریسیو تکسریا در مقاله خود «پرسیدن سؤالات درست در حین تحقیق، مصاحبه و آزمایش با کاربر» اشاره میکند شروع به ایجاد مضامینی کنید که می خواهید کشف کنید تا به شکستن این موارد ادامه دهید. مضامین در سوالات قابل پاسخ

4. کیفیت مهمتر از کمیت است.

“من فکر می کنم در علم تمایلی وجود دارد که آنچه را که قابل اندازه گیری است اندازه گیری کند و تصمیم بگیرد که آنچه را که نمی توان اندازه گیری کرد باید غیر جالب باشد.” – دون نورمن.

این طرحی است که معمولاً به تیم من کمک می کند تا سؤالات درست را فرموله کند:

از افراد مناسب بپرسید: همه مناسب نیستند، ایده گرفتن خودکار و دفترچه یادداشت را فراموش کنید و بیرون بروید تا با اولین افرادی که با آنها برخورد می کنید مصاحبه کنید. ابتدا، آگاه باشید که مخاطبان شما چه کسانی هستند.

سؤالات باز بپرسید: اجازه دهید خودشان را بیان کنند، سؤالات بسته نپرسند. به کاربران فضایی بدهید تا افکارشان را توضیح دهند، به جای پرسیدن سوالات دودویی.

چه چیزی را میخواهی بدانی؟ سوال بزرگ این است که چه چیزی را می خواهید یاد بگیرید، نه آنچه را که واقعاً می پرسید. در واقع، پرسیدن مستقیم سؤال بزرگ شما کارساز نیست، مردم می ترسند رفتار درونی خود را آشکار کنند، اما به طور غیرمستقیم به شما می گویند که در توصیف عادت های خود به دنبال چه چیزی هستند.

سفر به گذشته. یک راه خوب برای یادگیری عادات کاربران این است که از آنها بخواهید توضیح دهند که در یک لحظه گذشته چه کرده اند. آنها تجربیات موفق و ناامیدکننده گذشته را به یاد خواهند آورد که تجربیات انتقادی را آشکار می کند.

5.مشاهده کنید

« متودولوژی شهودی است که در آرامش بازسازی می شود.» – پل لازارسفلد.

محققان افراد را در تعامل با یک محصول مشاهده می‌کنند و به دنبال سرنخ‌های رفتاری می‌گردند تا بفهمند چرا آنها به روشی که انجام می‌دهند عمل می‌کنند.

6. درک و تجزیه و تحلیل.

یک مدل ذهنی چیزی است که کاربران درباره سیستمی مانند وب سایت شما می دانند (یا فکر می کنند می دانند). گروه نیلسن نورمن

محققان UX نه تنها رفتار مصرف کننده را مشاهده و درک می کنند، بلکه باید بتوانند آن را تفسیر کنند. برای ایجاد روندها و الگوهایی که می توانید با تیم طراحی به اشتراک بگذارید، باید اطلاعاتی را که قبلاً جمع آوری کرده اید ازبر باشید.

7. سلاح های خود را انتخاب کنید.

“اگر فکر می کنید طراحی خوب گران است، باید به هزینه طراحی بد نگاه کنید.” – دکتر رالف اسپث، مدیر اجرایی جگوار لندرور

تکنیک ها و چارچوب های متعددی وجود دارد که به شما کمک می کند به هدف خود برسید، فقط باید عاقلانه بهترین را در هر موردی انتخاب کنید.

فقط به عنوان یک نگاه کوتاه، می خواهم تحقیقات ثانویه و اولیه را معرفی کنم.

تحقیق ثانویه نوعی تحقیق است که قبلاً توسط دیگران گردآوری، گردآوری، سازماندهی و منتشر شده است. بسیاری از تحقیقات ثانویه مستقیماً در وب در دسترس هستند، به سادگی با وارد کردن کلمات کلیدی و عبارات برای نوع اطلاعاتی که به دنبال آن هستید میتوانید آنها را پیدا کنید.

از سوی دیگر، تحقیقات اولیه تحقیقاتی است که خودتان انجام می دهید (یا شخصی را استخدام می کنید تا برای شما انجام دهد.) شامل مراجعه مستقیم به یک منبع – معمولاً مشتریان و مشتریان احتمالی در بازار هدف شما – برای پرسیدن سؤال و جمع آوری اطلاعات است. رایج ترین روش های تحقیقاتی مورد استفاده محققان و طراحان شامل مصاحبه، نظرسنجی کاربران(surveys ) و تست های قابلیت استفاده (usability test) است.

نام آن را طراحی مبتنی بر پژوهش بگذارید

طراحان مانند ماموران فوق العاده با یک ماموریت مخفی فوق العاده سخت هستند، محصولی را طراحی می کنند که کاربران آن را دوست دارند.

طراحان مانند شرلوک هلمز و محققان مانند دکتر واتسون هستند، او یک متحد دوستانه است که همیشه آماده کمک است زیرا همه پاسخ ها را دارد. هیچ کس نمی تواند بدون یکدیگر زندگی کند.

ما وارد عصر جدیدی از طراحی مبتنی بر شواهد شدیم. طراحی مبادله ارزش است. محققان باید بیاموزند که کاربران برای چه چیزی ارزش قائل هستند و کسب‌وکارها در ازای آن چه انتظاراتی دارند، زیرا هرگز نمی‌توانیم فراموش کنیم که کسب‌وکارها انتظار بازگشتی خوشایند را دارند.

این یک راه عالی برای نزدیک شدن به تحقیق نیست، اما امیدوارم این قوانین به شما کمک کند مسیر خود را شروع کنید. ما در زمان های نامطمئن زندگی می کنیم و راحت شدن با عدم اطمینان چیزی است که باید سریع یاد بگیریم.